لاشریکستان
دل خوانده های لاشریکستان
پیامبر
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
هم سایه ها
عاشقانه های پلک و پوپک
انکار ما
زورق نشين،سفرنامه اقيانوس
آقا طيب
مصلوب
آتيش بازی
شاسوسا
اهل آبادان
دختر نقاش
عقل سرخ
کتیبه ی زخم
غربتکده ای آشنا
کافه انديشه
هوای خنک استغنا
چاله چوله
ویرگول
قمار عشق
great-ahoura
بهانه ای برای نوشتن
گمشده در تاريکی
مثل ماه من
دل شدگان
کوير زاد
لازم نيست
انسانم آرزوست
یادنامه
پاراگراف اول
مهتابی
یه غریب بی نشون
پلخمون
خانه ای روی آب
مژگان بانو
آدمک
آيين مهر
پیچک سر به هوا
چرکنویس
مدرسه ما
کورش علیانی
شمارشگر
RSS 2.0
لوگوی دوستان
پای می کوبم بر زمین،هاجروار... اما چشمه ای از زلال تو به دادم نمی رسد ... سعی می کنم،روزی هفتاد بار خودم را تا تو... می دوم ، دیوانه وار... اما عطشم پابان نمی یابد ... که این شوراب ها نه زمزم است و نه کوثر...که این شوراب ها تنها تشنه ترم می کنند ،به تو... و من تاب این کویر و تشنگی اش را ندارم...
سعی من،بی تو،بی صفاست ...به فریاد برس، که من نه هاجرم و نه ابراهیم.... به فریاد برس که این آتش گلستان من نخواهد شد... که من،اهریمن خود شده ام ... و چون سنگ می زنم خودم را ... اهریمنانه می خندد و رهایم نمی کند ... به فریادم برس که من هاجرنیستم ... که من هجرت می کنم از خود به سوی تو ... لبیک می گویم و به سوی تو می آیم ... اما چونان همان اعرابی که هرگزبه کعبه نخواهد رسید...!
بگذار اسماعیل باشم... اسماعیل شوم... به خوابم بیا... و مرا از جانبی بخوان تا خودم را قربانی کنم....
حالا...
... من به قربانگاه آمده ام ... می خواهم پیش پای تو، خودم را قربانی کنم ... که اسماعیلِ من، خودم هستم....و تو گفتی او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم(۱) ... مرا نیز به خود بازگردان و بر من درود فرست!(۲)
که یقین دارم این چاقو این بار به اذن تو کند نخواهد شد....
نگارش:دی ماه ۸۵
۱و۲- وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ *سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ .سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷و ۱۰۹
****
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
***
پی نوشت: سخنان جاودانه معلم شهید، دکتر شریعتی راجع به عید قربان
( دل خوانده:صدای متن را می توانید در این آدرس یا با راست کلیک کردن روی این لینک و سپس save target as ... دانلود کنید. ،حجم ۶۴۰ کیلو بایت )
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٧ دی ۱۳۸٥ - مصطفا لاشریکستان

