لاشریکستان

دور مجنون گذشت و نوبت ماست...

دل تنگ توام ، عشق! بیا و نفسی باز

بنشین به برم مطلع شعر و غزلی ساز

مجنون تو کرده است مرا طعم نگاهت

حیران تو کرده است مرا نغمه ی این ساز

عیسای من ای عشق، مرا زنده ترین کن

عمر دگری بخش به این مرده، به اعجاز

یک بار دگر باز به آدم نظری کن

او تشنه ی حوّاست، نه یک گندم بی ناز!

با نام تو آغاز شد این شور تپیدن

درقلب گره خورده به آن لحظه ی آغاز

تمثیل تو ای عشق، هزاران غزل و نقش

این گندم و آن سیب، پر از قصه،پر از راز

****

این شوق مرا، سینه من را عطشی داد

معراج من آغاز شد از لحظه پرواز

.

برای قبله تمام غزل هایم....دی ماه ۸۵

.

( دل خوانده:صدای متن را می توانید در این جا  یا  با راست کلیک کردن روی این لینک و سپس save target as ... دانلود کنید. ،حجم ۴۰۰ کیلو بایت )

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥ - مصطفا لاشریکستان