لاشریکستان
دل خوانده های لاشریکستان
پیامبر
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
هم سایه ها
عاشقانه های پلک و پوپک
انکار ما
زورق نشين،سفرنامه اقيانوس
آقا طيب
مصلوب
آتيش بازی
شاسوسا
اهل آبادان
دختر نقاش
عقل سرخ
کتیبه ی زخم
غربتکده ای آشنا
کافه انديشه
هوای خنک استغنا
چاله چوله
ویرگول
قمار عشق
great-ahoura
بهانه ای برای نوشتن
گمشده در تاريکی
مثل ماه من
دل شدگان
کوير زاد
لازم نيست
انسانم آرزوست
یادنامه
پاراگراف اول
مهتابی
یه غریب بی نشون
پلخمون
خانه ای روی آب
مژگان بانو
آدمک
آيين مهر
پیچک سر به هوا
چرکنویس
مدرسه ما
کورش علیانی
شمارشگر
RSS 2.0
لوگوی دوستان
یک ـ بهم میگه: اینقدر تو سایت ها نگرد، اینقدر حرص نخور...کارت شده بیای اینجا تجسس کنی ببینی کی چه کار کرده ،چی گفته بعد هم با خودت ظاهر باطن کنی و حرص بخوری. آدم وقتی همه اش دنبال پیدا کردن بدی ها و عیب های کار دیگران باشه، خب معلومه که جز بدی نمی بینه.
رو کرد به مامان و گفت: هر شب همین حرف ها رو میزنه و حرص میخوره.
همین جمله رو با کمی تفاوت به یکی از مهمون ها هم میگه...میگه و خودش هم حرص میخوره!
دو ـ راست می گفت. حساس شده بودم. بیشتر از اینکه بخوام خوبی ها رو ببینم، تو رفت و آمدهای ایتنرتنی دنبال اکتشاف آخرین گاف ها ( سوتی خودمون!) می گردم. سایت ها رو زیر و رو می کنم. لینک هاشون رو دنبال می کنم. بعضی خبرها خوشحالم می کنه، بعضی ها ناراحت و متعجب. بعضی تحلیل ها با بی انصافی نوشته شدن، ازشون بدم میاد و روشون خط می کشم و می گذرم. بعضی لینک ها رو ذخیره می کنم واسه کی؟ نمیدونم! اما حالا که به حرف هاش فکر می کنم، ناچار می شم به دلیل کارم فکر کنم.چرا؟
شاید چند خط زیر یه سر نخ باشه ، شاید یه توجیه ،شاید یه دلیل،شایدم یه دل نوشته ! فرقی نمی کنه.مهم اینه که تو می خونیشون ،بانو!
یک ـ پیدا نمی شود.پیدا نمی کند.دام را نمی بیند. مرغ زیرک آرام آرام پایین می آید. جایی خبری خوانده که صیاد دامی تازه نهاده است. بال می زند. می گردد. بالا، پایین. خبری نیست. خسته ، می نشیند. نفسی نفس تازه می کند. بال ها را باز می کند که ناگهان...... دام را پیدا می کند!
صیاد را هم که پشت درخت کمین کرده ، می بیند.صیاد بلند می شود و به سوی دام می آید. صیاد مرغ زیرک را از دام در می آورد و آرام آرام درون قفس می گذارد!!!
دو ـ تمام خبرگزاری های عالم را زیر و رو می کند. جزء به جزء. خط به خط. کلمه به کلمه. پیدا نمی کند.پیدا نمی شوی. خبری از یوسف نیست.تنها خبر تایید نشده ای که یوسف را برادران به چاه انداختند و گرگی را در این باره بازداشت کرده اند! همین. اما پند پدر را چه کنیم؟ فریادش را که فتحسسوا من یوسف . جزء ها را دوباره خط به خط می خواند .بازهم اما خبری از یوسف نیست!
سه ـ پیدا نمیکنم.پیدا نمی شود. نباء عظیم، در واژگان هیچ خبرگزاری نیست! عجیب است، نیست؟ تجسس و تحسس فرقی نمی کند، بی فایده است. خبرها ما را از خبر بزرگ غافل ساخته اند. جزء ها را خط به خط می خوانم اما خبری از آن کل نیست. از خبر بزرگ، هیچ خبری نیست!
۱)يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ-سوره مبارکه یوسف-آیه ۸۷
۲) عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ،عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ - سوره مبارکه نباء آیات ۱و ۲
پی نوشت۴/۸/۸۵: صدای متن را می توانید از اینجا دانلود کنید یا اینجا بشنوید.زمان تقریبی دانلود ۲ دقیقه.
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸٥ - مصطفا لاشریکستان


