لاشریکستان
دل خوانده های لاشریکستان
پیامبر
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
هم سایه ها
عاشقانه های پلک و پوپک
انکار ما
زورق نشين،سفرنامه اقيانوس
آقا طيب
مصلوب
آتيش بازی
شاسوسا
اهل آبادان
دختر نقاش
عقل سرخ
کتیبه ی زخم
غربتکده ای آشنا
کافه انديشه
هوای خنک استغنا
چاله چوله
ویرگول
قمار عشق
great-ahoura
بهانه ای برای نوشتن
گمشده در تاريکی
مثل ماه من
دل شدگان
کوير زاد
لازم نيست
انسانم آرزوست
یادنامه
پاراگراف اول
مهتابی
یه غریب بی نشون
پلخمون
خانه ای روی آب
مژگان بانو
آدمک
آيين مهر
پیچک سر به هوا
چرکنویس
مدرسه ما
کورش علیانی
شمارشگر
RSS 2.0
لوگوی دوستان
ققنوس افسانه نیست. نسل ققنوس ها هم منقرض نشده است. نسلش را ما آدم ها منقرض کرده ایم. اجداد ما بنای انقراضش را گذاشتند و ما هم در عهدی نانوشته، سرسختانه راهشان را ادامه می دهیم.
ققنوس افسانه نیست. من تازه ی وجود تو، ققنوس توست. آتش این من تازه که از جایی، خرمن جانت را شعله ور کند، ققنوس تو آتش در جان خویش می زند و بنای وجود و جهان تازه ات را نوید می دهد. اما همان آدم ها، هراسان، آب و خاک بر دست ، در تقلایی بی مثال، آتش وجودت را خاموش می کنند و از آن همه هرم نو خواسته، ناگهان، زمهریر سرد و خاکستری سردتر ارزانیت می شود. تو اما محو و گیج این تلاش و دامن سوختگی آدم ها، دلت را یادت می رود ، که برایت پر سوز تر می سوزد و سر به تقدیر خاموششان می دهی تا هزار سال دیگر که نسل تازه ای از تو، شاید، سودای ققنوس شدن پای سوزش کند.
***
پی نوشت: واحد شمارش دل های شکسته چیست؟
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦ - مصطفا لاشریکستان

