لاشریکستان
دل خوانده های لاشریکستان
پیامبر
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
هم سایه ها
عاشقانه های پلک و پوپک
انکار ما
زورق نشين،سفرنامه اقيانوس
آقا طيب
مصلوب
آتيش بازی
شاسوسا
اهل آبادان
دختر نقاش
عقل سرخ
کتیبه ی زخم
غربتکده ای آشنا
کافه انديشه
هوای خنک استغنا
چاله چوله
ویرگول
قمار عشق
great-ahoura
بهانه ای برای نوشتن
گمشده در تاريکی
مثل ماه من
دل شدگان
کوير زاد
لازم نيست
انسانم آرزوست
یادنامه
پاراگراف اول
مهتابی
یه غریب بی نشون
پلخمون
خانه ای روی آب
مژگان بانو
آدمک
آيين مهر
پیچک سر به هوا
چرکنویس
مدرسه ما
کورش علیانی
شمارشگر
RSS 2.0
لوگوی دوستان
آی حضرت! مثل احمق ها سرت رو کردی تو لاک خودت و انگار نه انگار؟ مثل دیوونه ها صبح تا شب سریش شدی به محل ما و دنبال گمشده ات می گردی که چی؟ یارو...همچین مث کرم ها مشغول مزه مزه کثافت زندگیت شدی و حالا از این گندی که زدی مست شدی و انا رجل سر دادی؟ جمع کن عمو! سر اومد دوره ات. وقت رفتنته. امروز فرداست بیان دنبالت یا زنگ بزنن بری دنبالشون... یک گوشه دنج خفتت می کنن ، دست می ذارن زیر گلوت و سرت رو می چسبونن به دیوار و زل می زنن تو چشات. اون وقت یه مرد می خوام اون وسط بیاد یه تف بندازه تو صورتت و حق همه لش بازی ها و عوضی بازی هات رو بذاره کف دستت. اون روزی که قد دهنت ... نخوردی بائد فکر اینجاشم می کردی. حالا بدو عین سگ دنبالم عو عو بزن تا من محل سگم بهت نذارم. یه چیز دیگه حضرت! اون ورم ول مطلی. خیال نکن این ور رفتی زیر نقاب و هر غلطی خواستی کردی، اون ورم زیر سیبیل رد می کنن واست. عمری. فوق فوقش یه پارتی گنده که جور کنی یه دو طبقه از ته جهنم می کشنت بالا. عینم البت زیاد خاطر جم نباش. یه وخت دیدی لج کردن دوبله بهت حال دادن...دور ما هم یه خط گنده بکش...کلفت مثل اون گردن بد مصبت. هر چی هم تا حالا بهمون زدی خیالی نی. این آخری هم رو همش...دیگه این ورا نبینمت. جمع کن کاسه کوزت رو تا با دندونات خوردشون نکردم...هری....
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مصطفا لاشریکستان

