لاشریکستان
دل خوانده های لاشریکستان
پیامبر
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
هم سایه ها
عاشقانه های پلک و پوپک
انکار ما
زورق نشين،سفرنامه اقيانوس
آقا طيب
مصلوب
آتيش بازی
شاسوسا
اهل آبادان
دختر نقاش
عقل سرخ
کتیبه ی زخم
غربتکده ای آشنا
کافه انديشه
هوای خنک استغنا
چاله چوله
ویرگول
قمار عشق
great-ahoura
بهانه ای برای نوشتن
گمشده در تاريکی
مثل ماه من
دل شدگان
کوير زاد
لازم نيست
انسانم آرزوست
یادنامه
پاراگراف اول
مهتابی
یه غریب بی نشون
پلخمون
خانه ای روی آب
مژگان بانو
آدمک
آيين مهر
پیچک سر به هوا
چرکنویس
مدرسه ما
کورش علیانی
شمارشگر
RSS 2.0
لوگوی دوستان
سوگند به تو. به تمام ساعت هایی که نیستی. سوگند به تو. به تمام روزهایی که منتظرم ماندی و من ساعت قرارمان را فراموش کردم. سوگند به تو، درست همان لحظه ای که از نافرمانیم دلت گرفت و لحظه ای نگاهم نکردی. سوگند به تو، به تمام مهرت که زیر همین آسمان، نصیبم کردی. سوگند به سجده هایی که نکردم، به عاشقانه هایی که نخواندم، به حرف هایی که نگفتم و تو ناگفته شنیدی. سوگند به تو... به خودت... که هنوز دوستت دارم. هنوز ذره های وجودم تسبیحت می کنند و هنوز این نوا، ثنای عاشقانه من است.
می دانم. دیر می شود، گاهی، دیدنت. گم می شود گاهی ، راهی که به تو می رسد. کم می شود شاید، نگاه تو به من. اما تمام نمی شود، شعله های شوقی که میان دلم کاشته ای. ملالی نیست، که این ابرهای سیاهی چاره ای جز رفتن ندارند و ساعتی بعد، وقتی آسمان خیالم آبی شد، دوباره روی ماهت را می بینم. دوباره ستاره های وجودم دیوانه ات می شوند و ذره ذره وجودشان برایت سوسو می زند. ملالی نیست اگر لحظه ای اهریمانانه وادی قدیم وجودت را فراموش کردم. ملالی نیست اگر حواس دلم پرت شد و نگاه چشمان منتظرت را که همراهم کرده بودی، ندیدم، که تو بهتر دیده ای تشنگیم را، که تو بهتر می دانی به عشق لحظه های شاد وصالت زنده ام.
ببخش اگر ساعتی حوالی خانه ات را رها کردم و گرد خانه ای دیگر چرخیدم. دیگر دور نمی شوم تا یاد لحظه های وصالت خرابم نکند. دیگر خواب نمی مانم و عهدم را فراموش نمی کنم...
پی نوشت: هنوز حیران توام و هنوز مستم . واله تر از همیشه ام و این بار دلم، شیدایی اش را فریاد می کند...
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - مصطفا لاشریکستان

