لاشریکستان

شهوت خیال

افکار آدمی مثل طفل نامشروع می ماند. خلقتشان ملازم لذتی است زودگذر که هرگز تاب مقابله با ندامت پس از وجودشان را ندارد. سر به عالم که می گذارند در کشاکشی دو سویه در مانده می شوی میان داشتن و نداشتنشان.نگه داشتن یا انداختنش. گاه نشئه و سرمست،متهورانه فریادش می زنی و گاه مثل همان کودک نامشروع، از تصور حضورش نیز پروا می کنی. اما تقدیر اگر غالب نباشد، من کودک نامشروع ذهنم را می برم و در نهانِ پستوی خانه ی یکی از این قابله های به زعم من چرکین، به دست فنا می سپارم. دست کم اینگونه کشاکش میان بقا و فنا پایان می یابد و خیال من هر قدر مغموم، اما گوشه ای آرام می گیرد.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧ - مصطفا لاشریکستان