مدعی

حضرت! سرت رو که بر می گردونی می بینی کلات رو باد برده و بند رو به آب دادی. چشات رو که آنی می بندی می بینی پس معرکه ای و داری واسه خودت سینه می زنی. خیالت بود دنیا به کامت می مونه و فرمون دنیا را هر طرفی که هوایی شدی می چرخونی...نه عمو...خواب دیدی خیر باشه...
پی نوشت: همین

/ 6 نظر / 7 بازدید
...

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد [گل]

نیره

حرف حساب جواب نداره

...

ازا راتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظا و زفیرا

م.مهرگان

سلام مصطفی جان[لبخند] پس از مدتی تاخیر نسبت به عرض ارادت بشما اینک سلام مرا پذیرا باش رفیق قدیمی