شهوت خیال

افکار آدمی مثل طفل نامشروع می ماند. خلقتشان ملازم لذتی است زودگذر که هرگز تاب مقابله با ندامت پس از وجودشان را ندارد. سر به عالم که می گذارند در کشاکشی دو سویه در مانده می شوی میان داشتن و نداشتنشان.نگه داشتن یا انداختنش. گاه نشئه و سرمست،متهورانه فریادش می زنی و گاه مثل همان کودک نامشروع، از تصور حضورش نیز پروا می کنی. اما تقدیر اگر غالب نباشد، من کودک نامشروع ذهنم را می برم و در نهانِ پستوی خانه ی یکی از این قابله های به زعم من چرکین، به دست فنا می سپارم. دست کم اینگونه کشاکش میان بقا و فنا پایان می یابد و خیال من هر قدر مغموم، اما گوشه ای آرام می گیرد.

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لی‌لا

................................... .................

دریاترین

ولی من دلم می خواد برم، بچه‌م رو پشت همه‌ی کوه‌ها به دنیا بیارم...

زری کوچیکه

گاه اما نه شوق فریاد نه پروای زادن آن کودک نامشروع بل درد آنکه گاه ای کاش در آوردن کودک مشروعی به این دنیا اندکی تردید می کردیم !!

نیره

" اما تقدیر اگر غالب نباشد" ببخشید آقای لاشریکستا این یعنی چی؟

جمال گيوه ای

با سلام میلاد قائم آل محمد بر شما دوست عزیز مبارکباد. [گل][گل] عیدتان مبارکباد[گل][گل] جمال گیوه ای عضو شورای اسلامی شهر زنجان

الف دام

و بنویس از شهوت وجود از نگاه طفل نامشروع افکارت!

mohsen

سلام خیلی سعی کردم بخونمش ولی نشد !!

آتوسا

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند [گل]سلام

لی‌لا-آبی آسمانی

وقتی یه چیزائی بی اعتبار شد براتون اونوقت برمی گردید به جائی که دوست دارید. حتی اون کودک نامشروع رو هم دوست خواهید داشت. بنابراین به نظرم جای خیلی دوری نزاریدش. براش دلتنگی خواهید کرد... برای من چیزی حدود 9 سال طول کشید...